آموزش درس شیرین ریاضی به زبان ساده
ضرب المثل ریاضی
چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۵ ساعت | نوشته ‌شده به دست علیرضا ابوذری | ( )
ما صد نفر بوديم, ان ها دو نفر بودند همراه


در زمان قاجاريه يك فوج سرباز مامور سركوب يك عده اشرار شدند .
در عرض راه همين كه لشكر به گردنه اي رسيد دو نفر دزد از ترس جان خود به ان ها حمله وشليك كردند.
سربازان براثرظلم و فساد حاكم برمملكت انگيزه و شجاعتي
براي جنگيدن نداشتندازشدت وحشت وترس تفنگها را بر زمين
ريختندو دست ها را بالا بردند و تسليم گرديدند.
دزدان چون اين ديدند بر جسارتشان افزودندو فرود امدندو تمام نقدينه و اشيا سبك وزن و سنگين قيمت شان را برداشتند واز پي كارشان رفتند.
وقتي اين خبر به سلطان رسيد سربازان را احضار كردو از ان ها با خشم وغضب پرسيد:چگونه دو نفر دزد توانستندشما صد
سربازمسلح را لخت كنند؟
اندام تمامي سربازان به لرزه افتاده بودوازجواب وامانده بودندامايك نفركه جرات بيشتري داشت درجواب گفت:
قربان ما صد نفر بوديم تنها, آن ها دو نفر بودند همراه


دوقورت ونيمشم باقيه

گويند سليمان نبي با جانوران در ارتباط بوده. روزي مجموع جانوران دنيا را به ضيافت خواند پيش از همه ماهي
بيرون اورد وقسمت خويش يا قورباغه اي سر از آب
از سفره عام بخواست. سهمش را به او دادند بخورد و باز طلب كرد بدادند و او دوباره خواستار
شدتا آنگاه كه تمام آمادگي ها و تشريفات جشن به كاراو رفت وجانورهم چنان ازمند بود سليمان در كار او ماندو پرسيد:
رزق تو روزانه چه مقدار است؟
گفت:سه جرعه كه اكنون نيم جرعه ي ان مرا داده اند و
منتظر دو نيم جرعه ي ديگر هست.
اين مثل را در مورد افرادي به كار مي برند بسيار طمع كارند و هرچه به آن ها دهيم شاكر نمي شوند


 
موضوعات
بنر ما
برای حمایت از ما کد زیر را در وبسایت خود قرار دهید.

کلاس ریاضی متفاوت من

آمار بازدید